تبليغاتX
عاشقان شهرستان خوی

عاشقان شهرستان خوی

چهارم و پنجم آذر همایش شمس و مولانا

بنام خدا:

امروز چهارم آذر ماه در شهرستان خوی همایشی بنام شمس و مولانا برگزار شد که در این همایش جمعی از استید دانشگاه استانبول از جمه جناب اقای شمشک لر و احمد مبارک  و .... حضور داشتند.

در این میان خانمی بنام اسین چلپی از شهر قونیه (واقع در ترکیه) حضور داشتند که حضرت مولانا بیست و دومین جد او میشد و. من خوشحال بودم که یکی از نوادگان حضرت مولانا را دیدم.

من طی مصاحبه ای که با خانم اسین چلپی داشتم فرمود :

من در شهر استانبول زندگی میکنم ، قلبم در قونیه میتپه و دعاهایم در خوی مستجاب میشه.

من نیز با استاد بزرگ کشور ترکیه و مدیر دانشگاه استانبول آقای شمشک لر مصاحبه ای داشتم که فرمود:

بیاید روابط میان خوی و قونیه را تقویت کنیم زیرا که حضرت شمس ومولانا از یکدیگر جدا نمیشدند بیاید روابطمان را جدا نکنیم وی فدر صحبت های خود اضافه کرد که سالهای آینده شاهد رشد فرهنگ شمس و مولانا در این دو شهر خواهیم بود زیرا که این دو شخص در این دو شهر و جهان شناخته شده هستند.

و من از تمامی مسئولین شهرستان خوی وقونیه ممنونم که این فرصت رو به من دادند من از جنتب آقایان موید ،اقبال و داریوش حسینی صدر و خانم اربابی و علی محبوبی تشکر فراوان میکنم.

دراین مراسم نیز آقای شهرام ناظری حضور داشت .و متاستفانه با آقای ناظری وقت نشد مصاحبه ای داشته باشم.

این هم بیست و دومین نواده ی مولانا:

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 13:4  توسط میعاد  | 

تاریخ خوی و موقعیت جغرافیایی این شهر:

تاریخ خوی:

هرچند که یافته‌های باستانشناسی پیشینه سکونت انسان در دشت خوی را به ده هزار سال قبل می‌رسانند، اما آثار مکتوبی که در آنها نشانه‌هایی از منطقه یافت شود مربوط به سنگ نوشته‌ها و گل نوشته‌های سومری، آشوری و اورارتویی است. به گمان بسیاری پژوهشگران، منطقه «آراتتا»ی کتیبه‌های سومری، همان منطقه‌ای است که چندقرن بعد در کتیبه‌های آشوری با نام «سانگی بوتو» (خوی، مرند و محال گونئی) از آن یاد شده‌است. وجود آثار درخشان تمدن اورارتویی با قدمتی سه هزار ساله در جای جای این سرزمین نشانی از کهنسالی آن دارد. در دوران اسلامی این سرزمین همیشه با نام «خوی» شناخته شده و نقشی بسزا در روند حوادث تاریخی داشته‌است. مورخان مسلمان و نیز سیاحان و سفرای فرنگی در سفرنامه‌های خود گزارش‌های جالب و مبسوطی از اوضاع و احوال آن در ازمنه مختلف نگاشته‌اند که در نوع خود جالب توجهند. نقش تأثیرگذار در جنگ سرنوشت ساز ترکان سلجوقی با امپراتوری روم در ملازگرد، پایگاه مقاومت‌های سلطان شیردل جلال الدین خوارزمشاه در مقابل مغولان، میدان جنگ مشهور چالدران مابین قزلباشان صفوی و امپراتوری عثمانی، مرکز سوق الجیشی شاهزاده عباس میرزا در جنگ‌های ایران وروس در دورة قاجار، حنثی سازی نقشه استعمارگران در برافروختن فتنة ارامنه در جنگ جهانی اول و هشت سال دفاع مقدس تنها گوشه‌هایی از رشادت‌ها و دلاوری‌های فرزندان این خاک مرد خیز است.این شهر از جمله معدود شهرهایست که توسط مغولان غارت نشد.

 


موقعیت جغرافیایی شهرستان خوی:

تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمده‌است، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است:

بخش‌ها

·                     بخش مرکزی

·                     بخش چایپاره (مرکز بخش قره‌ضیاء‌الدین)

·                     بخش صفائیه (مرکز بخش زرآباد)

·                     بخش ایواوغلی (مرکز بخش ایواوغلی)

·                     بخش قطور (مرکز بخش قطور)

 شهرها

·                     شهر خوی

·                     شهر قره‌ضیاء‌الدین

·                     شهر فیرورق

·                     شهر ایواوغلی

 دهستان‌ها

دهستان‌های بخش مرکزی

·                     دهستان دیزج

·                     دهستان رهال

·                     دهستان فیرورق

·                     دهستان قره سو

·                     دهستان گوهران

·                     دهستان سعیدآباد

دهستان‌های بخش چایپاره

·                     دهستان چورس

·                     دهستان حاجیلار

·                     دهستان قره‌ضیاء‌الدین

دهستان‌های بخش صفائیه

·                     دهستان الند

·                     دهستان سکمن آباد

دهستان‌های بخش ایواوغلی

·                     دهستان ایواوغلی

·                     دهستان ولدیان

دهستان‌های بخش قطور

·                     دهستان زری

·                     دهستان قطور

 موقعیت جغرافیایی

شهرستان خوی با وسعتی بالغ بر ۵۵۴۸ کیلومتر مربع در شمال غربی‌ترین نقطهٔ ایران و آذربایجان و در مرز کشور ترکیه واقع شده‌است. فاصله آن از تهران ۷۸۰ و از تبریز ۱۶۵ کیلومتر بوده و جاده ترانزیتی ایران- اروپا از ۳۰ کیلومتری آن عبور می‌کند. شهر خوی در دشتی وسیع و محصور در بین کوههای سر به فلک کشیده واقع شده و به همین جهت نیز به «خوی چوخورو» مشهور گشته‌است. بلندترین کوه آن «اورین» (در زبان ترکی به معنی اژدها، بزرگ و باعظمت می‌باشد.) با ارتفاعی بیش از ۳۶۵۰ متر چون مادری سپید قبا شهر را در آغوش کشیده و با رودخانه‌ها و چشمه‌های جوشانش آب حیات را در رگ‌های او به جریان انداخته‌است. «قوتور»، «آغ‌چای» و «قودوق‌بوغان» از مهم ترین رودخانه‌های آن هستند که دشت حاصلخیز خوی به برکت پرآبی آنها سالیان سال است با طراوتی دل انگیز عاشقان زیبایی و سر سبزی را چون دلفریبی ماهرو به سوی خود می‌کشد. آب و هوای آن کوهستانی است و هر ساله زمستان‌هایی سخت سرد و برفی، بهارانی عطرناک، تابستان‌هایی ملایم و گاه معطوف به گرمی و پاییزهایی رنگارنگ و هزار رنگ چهره‌ای چهار فصل به منطقه می‌بخشند. جمعیت آن نزدیک نیم میلیون نفر است که بیش از ۶۰ درصد آنها در مناطق شهری زندگی می‌کنند.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 12:8  توسط مائده  | 

چندتا اس ام اس جدید عاشقونه براتون دارم حالشو ببرین

سخت است هنگام وداع ؛ آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است ، پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد.


——————————————-

در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم.

——————————————-

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم… شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم… تو چیستی که از هر موج تبسم تو… بسان قایق سرگشته ی روی مردابم…

——————————————-

بخواب همچو مهتابی که آرام پشت کوه ها می رود و مرا از پرتوش بی نصیب می دارد

تو نیز بخواب و مرا از عشقت بی نصیب دار

باشد که عشق در وجوت بماند،

و آنچنان وجودت از عشق آکنده شود که ذره ذره ی وجودت را بگیرد

آنگاه عشق از وجوت سرریز شود…

باشد که پرتوی از ذره های لبریز شده اش به من بتابد

و مرا از زمین و زمان بی نیاز سازد

ای امید نا امیدی های من

——————————————-

دوست دارم همیشه از تو بنویسم بی انكه در جستجوی قافیه ها باشم بی انكه واژه ها را انتخاب كنم دوست دارم از تو بنویسم كه میدانم هنوز دوستم داری و هر سپیده دم یك سبد مهربانی از تو دریافت میكنم

——————————————-

چه انتظار عجیبی!! تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

عجیب‌تر كه چه آسان ، نبودنت شده عاد ت

نه كوششی نه وفایی ؛ فقط نشسته و گوییم : خدا كند كه بیایی

——————————————-

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ، دریا گفت: این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید …

——————————————-

بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق

——————————————-

دوست دارم شب را به غم سر کنم ٬ دفتری را از اشک چشمم تر کنم ،

نام آن دفتر نهم دیوان عشق ٬ عشق را عنوان آن دفتر کنم…

——————————————-

دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ ٬ دوستی تلفیق شعور من و توست

دوستی رنگ قشنگی است به رنگ خدا ٬ دوستی حس عجیبی است میان آفتاب و آب

——————————————-

خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی…

——————————————-

چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی

این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

——————————————-

در سرزمین عاطفه هایم چون گل روئیدی و من باغبانی آموختم ، اما کدام گل احساس باغبان را می فهمد؟ آیا هیچ گلی هست که باغبان را به اندازه ی یک قطره شبنم یا یک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد ؟

——————————————-

من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمید

——————————————-

صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت

——————————————-

مرا این گونه باور کن : کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته ، خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته !!! نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست؟ مرا این گونه باور کن..

——————————————-

كلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض كرد و زیبا شد، كلاغ هم راضی به رضای خدابود. اكنون طوطی در قفس است و كلاغ آزاد

——————————————-

خط پیشانی هر جمع خط تنهائیست ،همه گلچین گل امروزند .در نگاه هر کس حسرت بی فردائی است .نقش هر خنده که بر روی لبی می شکفد نقشه ای شیطانی است .زیر لب زمزمه شادی مردم برخاست هر کجا مرد توانائی بر خاک نشست

——————————————-

عشق ان چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم وبیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم وهیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود .

——————————————-

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی، رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی

——————————————-

شبی غمگین , شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت تنهایی غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد او هرگز شکستم را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدا..

——————————————-

یکی محبت میکنه یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست

——————————————-

ای چراغ دل تاریكم از این خانه مرو، آشنای تو منم بر در بیگانه مرو، شمع من باش و بمان نور ز تو اشك ز من، جانفشان تو منم در بر پروانه مرو، سوختی جان مرا آه مكن، اشك مریز، از بر عاشق دلداده غریبانه مرو.

——————————————-

1) یكی دلش به 100 دل بنده 2) یكی 100 دل به یه دل میبنده 3) یكی دل به یه دل میبنده و تا آخرش پابنده 4) یكی هر بار به یكی دل میبنده 5) یكی دل میبنده تا بخنده 6) یكی دلش آكبنده مونده به كی دل ببنده 7) حالا تو دلت شماره چنده؟؟؟

——————————————-

دیشب در قلبم زمین لرزه ای به وسعت ٨ ریشتر اتفاق افتاد آنقدر شدید که حتی انعکاس آن را در مغزم نیز احساس کردم تمام مویرگ ها ، سرخرگ ها و سیاهرگ های من در هم تنید درختان و ساختمان های قلبم فرو ریخت خون هم چو سیلی در بدنم جاری گشت و هزاران بلاهای دیگر ………. اما تو چه ساده از همه این حوادث گذشتی فقط به خاطر. فقط به خاطر یک آبادی دیگر…

——————————————-

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار “خدا” بوده ! , اگه بی محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار “خدا” بوده ! , اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی ؛ بدون تنها محرمت “خدا” بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائی خفه ات کرده ؛ شک نکن تنها مرحمت “خداست” که ؛ از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده

——————————————-

آدم ها در دو حالت همدیگر را ترك می كنند: اول اینكه احساس كنند كسی دوستشون نداره و دوم اینكه احساس كنند یكی خیلی دوستشون داره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 15:6  توسط هومن  | 

من میعاد هستم:

سلام من میعاد هستم متولد اسفند ماه ۱۳۷۱ هستم براتون یه پست میزارم :

عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.
 
 
 
      عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه.
 
 
 
     عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون زن دلخواهته.
 
 
 
       عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره.
 
 
عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.
 
 
 
    عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم.
 
 
 
       عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها.
 
 
      عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون.
 
 
       عشق یعنی ... در موفقیت هم شریک بودن.
 
 
 
        عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره.
 
 
 
      عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 13:46  توسط میعاد  |